دو صحنه بد در «گردن زنی» و «هشتپا»
● اولین تمشک هفته میرسد به سریال «گردن زنی» که در قسمت هفتم، با احساسات مخاطب بازی کرد. داریم از سکانس پایانی میگوییم که مشخص شد چرا مانی (پاشا رستمی) افسرده حال است. در این قسمت، چگونگی مرگ دخترک او در یک صحنه تصادف به نمایش درآمد و با روح و روان مخاطب بازی شد. چرا فیلمسازان ایرانی، دست از نمایش کشته شدن بچهها برنمیدارند؟ بازی با احساسات به چه قیمتی؟
● تمشک دیگر را برای سریال «هشتپا» کنار گذاشتهایم؛ جایی که نَفَس کارآگاه زبده و پا به سن گذاشته قصه، در شب عروسیاش بالا نمیآمد و با دیدن پریچهر هول بود و هراسان! دوره این کارها گذشته است و برای مخاطب قابل باور نیست. کارآگاه به سبک کلیشههای آثار پلیسی ایرانی، در شب عروسی عازم ماموریت هم شد!
لذت شنیدن قطعه دلبر
کوروس سرهنگزاده سالهای زیادی است از عالم موسیقی کنار رفته ولی نام و آثارش ماندگار است. صدای او را بارها از رادیو شنیدهایم و چند ترانهاش از تلویزیون پخش شده. با این حال به یاد نداریم شبکهها قطعه شیرازی «دلبر» را پخش کرده باشند. این هفته این ترانه را در برنامه «آوا و نوا» شبکه آموزش شنیدیم؛ ترانهای که با این مطلع شروع میشود: «دِلُم امروز به آرومی خود خو کِرده وای جونُم وای دلبر…» برنامه شبانگاهی «آوا نوا» فرصتی برای شنیدن ترانههای خوب است و شایسته دریافت گوی طلایی از سوی تحریریه تی وی بان.
یک برنامه جذابِ معمایی-جنایی
۱) سری سوم «سرنخ» شبکه نسیم، فرقهایی اساسی نسبت به قبل دارد و پختهتر و جذابتر شده است. این بار آریا طاهری اجرا را به کامران تفتی سپرده و از حمیدرضا پگاه، آیدین ختایی و کارگاه طالبیان دعوت کرده تا شرکتکنندهها را یاری دهند. مجید پتکی هم نقش پلیس را برعهده دارد.
۲) «سرنخ ۳» با رقابت دو گروه پیش میرود که شامل محک هوش برای تشخیص مجرم، چالش اطلاعات عمومی، میزان آمادگی جسمانی، توانمندیِ شلیک در حین حرکت ماشین و… است. این موارد دست به دست هم میدهد تا مخاطب شاهد یک مسابقه پراتفاق و مهیج باشد.
۳) فرآیند حضور شرکتکنندهها سر صحنه جرم به همراه بازجویی از متهمان نیز ذهن بیننده را درگیر میکند تا خود او هم در صدد کشف پرونده برآید. در نهایت اطلاعات جالبی از طریق برنامه بهدست میآورد. «سرنخ» جدا از این که سرگرمکننده است، در پیشگیری از بزه هم تاثیر دارد و تماشای آن نهیبی برای مخاطب است.
مصائبِ احسان و «جوکر»
● روزنامه فرهیختگان: ممنوعیت سنی که عوامل «جوکر» برای تماشای این برنامه مشخص کردند به افراد زیر ۱۵ سال خلاصه نمیشود و به نظر میرسد برای هیچ ردهسنی مناسب نیست!
● خبرگزاری مهر: شوخیهای جنسی، سخنان مبهم و لودهبازیهایی که با رد کردن همه مرزها باز هم نتوانسته است مخاطبش را بخنداند و عجیب است که این میزان از شوخیهایی که شاید مردها در دورهمیهای خود دارند حالا به راحتی در مقابل دیدگان همه قرار داده شده است.
● خبرگزاری تسنیم: احسان علیخانی به عنوان میزبان و کارگردان باید بداند با لودگی نمیتوان، طنزِ جذابِ «جوکر» را زنده نگه داشت؛ چرا که فصل بانوان علیرغم همه محدودیتها، توانست فضای مفرح و خنده بیشتری را برای مخاطبان، فراهم کند.
● رسانههای مختلف: امضای عجیب یک شکایتنامه با غلط املایی و نگارشی علیه «جوکر» و احسان علیخانی و نیز بیان عبارت [لمس نامحرم] که معلوم نیست دقیقا اشاره به کدام برنامه و قسمت است! و مشخص نیست از سوی چه افراد، مجموعه و جریانی رخ داده است.
آرایش غلیظ!
در سالهای نه چندان دور، لباس و آرایش برخی مجریان و نیز بازیگران سریالهای تلویزیونی، مدام مورد انتقاد رسانهها قرار میگرفت. حالا یک بار دیگر زمزمههای اعتراضی به گوش میرسد که اصل ماجرا را به نقل از خبرگزاری فارس مرور میکنیم: «مخاطب دغدغهمندی با ثبت پویشی در فارس من خواستار توجه بیشتر صداوسیما به موضوع عفاف و حجاب شد و تا کنون بیش از ۲۰۰ امضا برای آن جمعآوری شده است. این مخاطب پویش خود را اینگونه ثبت کرده است: در برنامهها و سریالهای تلویزیونی نظیر عمارت، سریال غریبه، مشکلات متعددی از نظر پوشش و حجاب وجود دارد. چرا باید زنان با آرایش غلیظ در این برنامهها در برابر چشم میلیونها بیننده قرار بگیرند. همچنین نوع پوشش در برنامه عمارت نامناسب است. از رسانه ملی تقاضا داریم که در برنامهها و نوع پوشش بانوان تجدید نظر کنند.»
مثبت بعد از منفی
تعداد آثاری که بازی کرده است، زیاد نیست اما در همین مقدار، شمایل یک بازیگر توانا بر تن دارد. علیرضا خواجهنیا یکی از نیروهای پلیسِ سریال «هشتپا» است که هر وقت نوبت به او رسیده توجه مخاطب را جلب کرده. نه این که اصطلاحا «دوربین دزدی» کند؛ بلکه رفتار و گفتارش به اندازه است و نشان از دقت او برای ایفای درست، باورپذیر و غیر کلیشهایِ نقش دارد. خواجهنیا را پیش از این در فیلم «گشت ارشاد ۳» دیده بودیم که شخصیت، منفی بود و به همین نسبت گریمی متفاوت داشت. بازیگر در آن فیلم نیز گرفتار کلیشه نشد. علیرضا خواجهنیا جزو استعدادهای نوظهور است که قابلیت درخشش در نقشها و آثار مختلف را دارد. برایش آرزوی موفقیت داریم.
سانسور نیانبان در «غربت»
«غربت» پس از سه قسمت توقیف شد و دور تازه انتشار سریال توام با سانسور است که عمده آن مربوط به احلام با بازی ستایش رجایینیا میشود. مثلا در قسمت هفتم که بساط عیش فری و ادی برقرار بود، از شاهرخ خواسته شد، احلام سازش را بیاورد و بنوازد. اسمی از او برده نشد و تصویر نیانبان را هم ندیدیم! سهم این شخصیت فقط چند ثانیه آن هم در حد نمایش لب به بالا بود! چنین حساسیتهایی تاسفآور است. نوازندگی احلام در قسمتهای ابتدایی «غربت» احترام به بانوان هنرمند و نیز ادای دین به هنر دلنشین خوزستان بود؛ اما حالا این مهم برای سریال منع شده است.
بهره درست از راشها
●تدوینگر نقشی بسزا در نتیجه نهایی فیلم و سریالها دارد و نوع نگاه، دانش و سلیقه او میتواند محصول را موفق یا شکستخورده کند. با تماشای «تانکخورها» میتوان تاثیر تدوین را لمس کرد و پی برد منوچهر صانعی کیفیت آن را چند گام بالاتر برده. برای نمونه به قسمت شانزدهم سریال اشاره میکنیم که لحظه پاتک خوردن رزمندهها، به طور همزمان هیجان، غصه، امید و… را در خود داشت. هم ضرباهنگ منطقی بود؛ هم اسلوموشن بجا بود و هم نماهای بسته و باز بر اساس قاعده و اصول انتخاب شده بودند. به عبارتی صانعی استفادهای درست از راشهای سریال «تانکخورها» کرده است.
● در بیمارستانی که پر از مجروح است، یک پرستار جوان شاهدیم به اسم مریم. نقش او را ماریا دباش برعهده دارد که اکت و چهرهاش خبر از بازیگری خوب میدهد. دعا میکنیم موفق باشد.

روایت هفتصبح از پولدارترین بازیگران
● محمدرضا گلزار: نمودهای ثروتش در آپارتمان برج خلیفه و اتومبیلهای لوکس و زندگی بیدغدغهاش که بین تنیس و پدل و راندن ماشینهای لوکس و ورزش بدنسازی میگذرد، مشخص می شود.
● مهران مدیری: در مورد ویلای سوپرلوکس او در عسلک لواسان، پنتهاوس در برج تهران و علاقه شخصیاش به اتومبیل بنز زمزمهها و شایعات فراوانی شنیده میشود.
● رضا عطاران: نه کسی اتومبیل لوکسش را دیده و نه ردی از خانه و یا ثروت او در جایی زده شده است. مطمئنا ثروت اندوخته شده او در دنیای سینما سر به فلک میکشد.
● نوید محمدزاده: ثروت او عمدتا به خاطر چند قرارداد طویلالمدت برای بازی در سریالها شکل گرفته. با این حال نمودهای ثروت بیکرانش چندان مشخص نیست.
● بهرام رادان: شم و قریحه مهم او سرمایهگذاریهای پیاپی در عرصههای اقتصادی است. اتومبیل شخصیاش یک پورشه کاین است.
● پژمان جمشیدی: مهمترین چهره سینمای تجاری است و در عرصه تبلیغات هم بسیار پرکار است. در اثر یک معامله اقتصادی زیان سنگینی دید و یک متارکه پرخسارت در زندگی شخصیاش هم تجربه کرده.